2!!!

چشمهایم را بسته ام...

دل به سکوتی می بندم که حضور تو برایم به ارمغان آورده است....

چشمهایم را باز می کنم...

تو نیستی،

و من...

همچنان دل بسته ام...

(چه تاریخی بود یادم نمیاد اما حدودا بهار بود...و من همچنان دل بسته ام حتی در زمستان...)

/ 23 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
TiTi

از مطالب وبت خوشم اومد دوست دارم وب منم بیای اونوقت اگر دوست داشتی لینکم کن و بهم خبر بده بلینکمت.. خیییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوست داشتنی بودی!

سوگند

سلام.... خانومی کجایی ازت خبری نیست؟ نمی گی دلمون برات تنگ می شه؟

معصومه رحیمی

سلاااام چطوری ؟ خوبی ؟چه خبرا؟یاد ایام بخیر چه روزگاری بود !چه می کنی ؟ خوش می گذره ؟

...

وبلاگم به روز شد بالاخره. مردم تا به روز شد!!

saeed

سلام خوبی خیلی وبلاگ قشنگی داری اگه به وبلاگ من سربزنی ممنون میشم بای

حسین شربتی

سلام وبلاگ خوبی داری اگه مایل به تبادل لینک هستی منو با عنوان دانشجویان شهرسازی پیام نور گرگان و ادرس:http://systemiran.mihanblog.com لینک کن و در قسمت نظرات بهم خبر بده تا با افتخار لینکتون کنم با تشکر

معصومه

سلااااااااااام دختر خورشید خودتی؟ آدرستو از قسمت کامنتای چند سال پیشم پیدا کردم آخه نیست چند ساله نیومدی پیشم! ببینم اصلأهنوز منو یادته؟!

زهرا

سلام.وبت جالبه.باتبادل لینک موافقی خبرم کن.

سارا

سلام وبلاگ جالبی داری ... لطفا به ما هم سر بزن [گل]