کفر بهتر است یا ظلم؟؟؟

خیلی وقتها گفتن بهتر از نگفتن است!

خیلی وقتها نوشتن بهتر از ننوشتن هست!

شاید سخت باشه اگر شنیده نشی....شاید سخت باشه اگر خوانده نشی....اما به هر حال بهتر از سکوته احتمالا!!!

روزهای ترس و دلهره و وحشت هم میگذره...

این روزا یه حرفی مدام توی ذهنم تکرار میشه، شنیدم جامعه ای که بر پایه ی کفر بنا بشه ممکنه پایدار بمونه اما جامعه ای که بر پایه ی ظلم بنا بشه امکان نداره پایدار بمونه....

همین....

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده آنلاین

سلام مطلب جالبي بود خوشحال ميشم به منم سري بزني ممنون

ناشناس

طاقت بیار رفیق ... دنیا تو مشت ماست !!

ناشناس

رنج جان کاهی است گنج بودن و مجهول ماندن ! گنج بودن و در ویرانه ها فراموش شدن ! رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن ! علم بودن و عالم نیافتن ! زیبا بودن و نادیده ماندن ! فریاد بودن و ناشنیده ماندن نور بودن و روشن نکردن آتش بودن و گرم نساختن عشق بودن و دلی نیافتن روح بودن و کالبدی نبودن چشمه بودن و تشنه ای ندیدن پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن ... مثنوی بودن و خواننده ای نداشتن چنگ بودن و پنجه نوازنده ای نبودن ... چه بگویم ؟ خـــــــــــــــــــدا بودن و انـــــــــــــــــســــــــــــــان نداشتن !!!! ... دکتر شریعتی ...

بازیگر

سلام. غیبیت شما کمی نگرانم کرد. لطفا مارو بی خبر نذار . برای شما و خانواده محترم سلامت و بهروزی آرزو دارم. شاد و سربلند باشید...[گل][گل]

محمد سفری(مردونیوس)

چقدر زیباست این قالب. دلم واسه اینجا تنگ شده. یه وقت هایی چه برو بیا هایی داشتیم! راست می گن هر چقدر بچه ها بزرگ تر می شن دلاشون از هم دورتر می شه! (خداییش چه ربطی داشت؟!) خوب وقتی ساعت 2 شب بخوای نظر بدی از این بهتر نمیشه! این محبوبه همون دختر خورشید که من میشناسم هست که اینجوری دارم صحبت می کنم آیا؟!

بازیگر

سلام . قربان قدمتون دوست خوبم. سبز و شادمان باشید ....[گل][گل]

محمد سفری

شاید حق با تو باشه ولی چه میشه کرد؟!

کویر (علی)

سخن قشنگیه: جامعه ای که بر پایه ی کفر بنا بشه ممکنه پایدار بمونه اما جامعه ای که بر پایه ی ظلم بنا بشه امکان نداره پایدار بمونه.... مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من تا آخر عمر مذهبی ماندم بدون آنکه خدایی داشته باشم. تبریک میگم وبلاگت جالب. پیشنهاد: از عکس استفاده کن

ما دوتا

وبت خوبه دواش باس بگیم افران به ما ام یه سری بزنی خوبه.... راستی که باحالی[نیشخند]

رفیق

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید