وقتی دختر خورشید می خواد شعر بگه!! :-/

سایه ات را که می بینم وحشت زده می شوم!

او خود خود توست،

بی هیچ نقابی...

 

و تو...

سایه ای بیش نیستی....!!!!

/ 10 نظر / 20 بازدید
غريب آشنا

بارك اله!!!!!!!!!!!!! شاعرم شدي؟ بروزم ها راسي اومدي آدرس بلاگو هم بذاري ها[لبخند]

حنانه!!!

سلام! تو ديگه وحشت زده نشود..حتي تو نوشته ها كه اينروزا هرچند با اين اوضاع حق داري ولي بهت مياد تو اوج نيومده هاش!

از یه دختر توانا

سلام عزیزم من یه دختر توانا هستم. درسته که از نظر بعضی ها من.... ولی... بگذریم. بیا با هم دوست شیم. بد جوری به مطالبت مجذوب شدم. و همچنین قالبت. اجازه میدی قالب وب تون رو کپ بزنم؟؟؟ همیشه به یادتونم. منتظر حضورتم[ماچ]

دختر پاییز

سلام دختر خورشید خوبی؟؟؟ مصاحبه تو خوندم تو مجله البته خیلی وقته اما وقت نکردم واست نظر بزارم قشنگ و جالب بود خوشحال میشم به منم سر بزنی فدات بای بای

دختر پاییز

مرررسی عزیزم منم تو رو به اسم الفبای عشق لینک میکنم موفق باشی عزیزم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

معلوم

سلام دختر خورشید بابا ای ول ، سعی کن بیشتر شعرات رو تو وبلاگ بذاری . راستی این همایش کجا بر گزار می شه ؟ تهران ؟ خبرم کن ...

NasibeH

حوالی این کوچه ولگردی آسمان جل جلوی راه آدم ها را میگرفت و میگفت .. به باران بگویید بیاید ..[گل]

باران شمالی- ( برگ سبز)

سایه ام را نیز رنگ میکنم و از خودم دور من فقط منم بی سایه بهم سر بزن خوشحالم میکنی اگه شد به این اسم لینکم کن: باران شمالی- برگ سبز بگو که با چه اسمی لینکت کنم ممنون[هورا]