هنوز باران می بارد.

 

            عزیز ثانیه های بارانی...تا کی...؟ تو تا چه موقعی میتوانی به خود نه بگویی؟؟به من نه بگویی؟؟ و به هر چیزی که در دنیای ما قد علم کرده است نه بگویی؟؟

هنوز دلم آشوب است...هنوز باران میبارد...لجبازتر از همیشه به شیشه میکوبد...هنوز همه چیز درست مثل آن روز من و تو کنار دلتنگی های همیشگی مان است...

گفته بودی هر وقت باران آمد منتظرت باشم...گفته بودی حتما میایی...درست وقتی که باران بیاید...

من دو روز تمام است که از اینجا جم نخورده ام... از جلوی همان پنجره ای که باران به آن ضربه میزند و من با دلی آشوب کنارش نشسته ام و چشمانم که رنگ سفید به خود گرفته اند...

می دانم عزیز من... تو هنوز هم لجبازی و نمی یایی...و من هنوز هم لجبازم و منتظرت می مانم...و من هنوز هم با صدای بلند برای وسایل اتاقم حرف می زنم و با آنها دعوا میکنم... مدتی است که پشت سر تو بدگویی میکنند...میگویند نمیایی...من به آنها میگویم درست است که تو لجبازی، حتی لجبازتر از مورچه های اتاقم که هرچه به آنها میگویم دل خوشی ازشان ندارم باز هم مرا ترک نمی کنند، اما تو می آیی...چون بدقول نیستی...چوت به من قول دادی که می آیی...درست وقتی که باران ببارد...

هنوز باران به شیشه می خورد...هنوز دل من آشوب است...هنوز وسایل اتاقم غر می زنند...هنوز مورچه ها خیلی سمج جلوی من رژه می روند...هنوز من نشسته ام...هنوز...

هنوز تو نمی آیی....

/ 10 نظر / 14 بازدید
دوست...

سلام دوست عزیز. خوب هستین؟؟؟ یه درخواست ازتون داشتیم. میخوایم بزرگترین و صمیمی ترین وبلاگ گروهی رو با کمک شما دوستان افتتاح بکنیم. از خوشی ها و خاطره هامون گرفته تا غم ها و ناراحتیهامون رو میخوایم اونجا بنویسیم و بحث بکنیم. خواستیم شما رو هم به این گروه دوست داشتنی و عزیز دعوت بکنیم تا شما هم عضو این گروه بشین. ممنونم... منتظرتون هستیم... فعلا... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

mina kiani

وقتی منتظریم پس امدنی هم هست[پلک]

mina kiani

وقتی منتظریم پس امدنی هم هست[پلک]

محمد

سلام.خوبی؟>خوبم الهم عجل لولیک الفرج زیبا بود

محمد

سلام.خوبی؟>خوبم من به ترازوی خدا کاری نداشتم گفتم اونا که اینجوری با مردم حساب می کنن خدا هم با اونا شاید با ترازوی دیجتالش حساب کنه

مهدی

زیباییه انتظار به اینه که نیاد... چون با اومدنش حس جالبه انتظار رو از بین میبره... [پلک] آخه شما هنوز بچه این (البته جسارت نباشه) و انتظار رو فقط میتونین بگین یا بنویسین؛ انتظار فقط به اینکه جلو پنجره زانوی غم بغل بزنی تا پسر/دختر آرزوهات بیاد سراغت و با یه اسب سفید.... معنیه انتظار خیلی بیشتر از ایناست؛ کاش من هم میدونستم تا واستون بگم؛ شاید هم شما بدونین! اگه میدونستید به ما هم بگین. الهم عجل لولیک الفرج...

حنانه!!!

سلام بر خانوم خانوما! خوبی دختر خورشید ....خوش میگذره؟ چه خوب که حال و هوای وبلاگت هنوزم دلچسبه..اما رمانتیک شده خفن! چقده دلتنگ حال و هوای قدیمم! چن وقت پیش یه سر زدم به ولاگ عکاسیت....[دست] یه سرک به پستای قبلی زدم...دارم میرم یه سرک دیگه بکشم به ارشیوت....چسبید بهم لی لی خاطره ها.. بازم میام اینورا....مواظب خودت باش خانومی[قلب]

ساقی

سلام دختر خورشید اولین باره که به وبت سر می زنم از لینکای معلوم پیداش کردم من هم از سال 83 با مجله ی جوانان آشنایی دارم و از همون موقه معلوم رو می شناسم . وبلاگ خیلی قشنگی داری . نوشته هات قشنگن خوشحال می شم به منم سر بزنی . یاعلی